میخواهم بگویم آنچه را باید گفت و گفتنش قدغن است. |
کارنامۀ ۲۸ سالۀ رژیم ( قسمت دوم )
ابتدا و قبل از هر چیزی باید بگویم، در هفته گذشته فراموش شد که به جنگ ۸ ساله بپردازیم
جوانان برومند و جان برکف ایران در این جنگ نگذاشتند حتی یک وجب از خاک
مقدسمان به دست بیگانه بیفتد اما....

سال ۱۳۶۸است، جنگ تمام شده و مسئولین بی لیاقت تازه از بعد از انقلاب، با جامعه و مطالباتش روبروشده اند و فهمیده اند که کارهربزنیست خرمن کوفتن، گاونرمیخواهد و مرد کهن، مطالبات برآورده نشده نسل جدید، حتی نسل انقلاب، روی هم انباشته میشود و مردم که تا بحال بخاطر وجود جنگ، بهانه ای برای گول زدن خود داشتند ، تازه متوجه عمق فاجعه ای که خود ساخته و پرداخته کرده بودند، شدند،خیلی زود صدای مخالفتها بلند شد و رژیم که میدانست بیعرضه تر از این حرفهاست که جواب مطالبات بحق ملت را بدهد ، از طرفی طعم شیرین قدرت بادآورده را چشیده بود و نمیخواست به این راحتی از دستش بدهد، بدنبال راه حل گشت و چه راه حلی راحتتر از نظامی کردن فضای جامعه ، اعدام ، تازیانه و بطور کلی و با اصطلاح عامیانه، کشیدن نسخ جامعه، تا کسی جرات اختلاف کردن نداشته باشد.
پس دوباره اعدامها شروع شد.


در خارج کشور هم تیمهای عملیاتی به فرماندهی مستقیم عالیجنابان خاکستری(خامنه ای)،شاه کلید(فلاحیان) وسعید اسلامی یا امامی، شروع به ترور افراد اپوزیسیون کردند.(قاسملو،شرفکندی،دکتر بختیار،فریدون فرخزاد....)و در داخل هم کشتار بیرحمانه روشنفکران(سعیدی سیرجانی،رضا مضلومان،فروهر ها،پوینده،مختاری....).

وضع به همین منوال ادامه داشت تا سال ۱۳۷۶ و انتخابات گسترده،پیروزی دوم خردادیان و نه بزرگ ملت به تمامیت خواهی و توتالیتر از راه رسید.اما چه سود که تمام امید ملت طبق معمول نقش برآب شد ،هرروز یک بحران تازه ،تقریباً تمامی لوایح تصویبی مجلس توسط شورای نگهبان رد شد و وضعیت حقوق بشر به هیچ عنوان تغییری نکرد ، هنوز اعدامهای وحشیانه ادامه داشت ، تنها فرقش این بود که کسانی که اجازه صحبت نداشتند اجازه صحبت و نشر عقایدشان را یافتند اما آن هم نه هر عقیده ای ، بعنوان مثال خاطرات عباس امیر انتظام با عنوان آنسوی اتهام در دوجلد به چاپ رسید که گوشه ای از تند رویها و حماقتهای امثال خلخالیها را به تصویر کشید و نشان داد که انقلاب چطور از دست روشنفکران با سواد سیاسی وبین المللی ربوده شد و در دستان بی کفایت یک عده قاتل خدا نشناس افتاد.
گوشه ای از جنایات بعد از دوم خرداد




تصمیم داشتم که این سرگذشت غم انگیز را در دو مقاله به پایان برسانم اما آنقدر وسعت و تعداد و عمق فجایع بزرگ و زیاد است که موفق به این امر نشدم.
به همین خاطر در هفته آینده مابقی این روزشمار دراماتیک را از دوم خرداد ۱۳۷۶ تا قیام دانشجویان در ۱۸ تیر ماه ۱۳۷۸ و تا به امروز ادامه خواهم داد.
امید دارم که با حضور آفتابی خود این وبلاگ را گرم و نورانی کنید .بدرود
مرگ بر استبداد نعلین
سر انجام دولت در مقابل خواست مردم مبنی بر جلوگیری از آبگیری سد سیوند یک قدم عقب نشست و آبگیری را تا رسیدن نتیجه آزمایشات جدید
سازمان میراث فرهنگی به تعویق انداخت.
این است نتیجه نافرمانی مدنی،اگر ملت نخواهند حتی بدترین دیکتاتوریها هم به زانو در خواهند آمد.
گاهی قاب خاموش یک عکس
در دل سنگین غبارگرفته اش
هزار جمله ناگفته نهفته است!
کارنامه ۲۸ ساله رژیم( قسمت اول)

اواخر سال ۱۳۵۷ واوایل سال ۱۳۵۸
آغازتصویه حسابهای انقلابی



بنگرید آثار شکنجه را اینها آثار بوسه انقلاب است بر روی گونه هامان
شکستگی استخوان بازو و سوراخهای بدن که ناشی از آچار پیچ گوشتیست.

در ادامه حیات ننگین رژیم به سال ۱۳۶۱ میرسیم
اینجا حیات کوچک پشت زندان اوین است که شبانه
۵۰۰ نفر ۵۰۰ نفر جوانان این مرز و بوم به دیار
نیستی رهسپار میشوند.

توضیحات عکس پائین
متن سند تیرباران مجاهد ۱۶ ساله توسط دادگاه انقلاب خمینی
بسمه تعالی
شماره:۱۶،۷ ماه۱۳۶۰ اداره پزشکی قانونی < پروانه دفن> به موجب این برگ، اجازه دفن مریم، فرزند: محمد کاظم ،شهرت: قدسی مآب، سن: ۱۶ ساله که به علت اصابت در تاریخ ۱۵| ۷|۶۰ فوت کرده است داده میشود ۸ گلوله به قفسه سینه،هشت گلوله به پشت ویکعدد برسر( تیرباران بوسیله دادگاه انقلاب)
پزشک قانونی دکتر پژوهشی

سال ۱۳۶۴ اعمال قرون وسطائی در ملا عام



سال ۱۳۶۷ کشتار وحشیانه سیاسیون اعم از مجاهد
راه کارگر، کوموله،کمونیست،چریک فدائی وووو....
گور دستجمعی واقع در میدان خراسان
آدرس: ابتدای جاده مشهد، جنب گورستان و کلیسای ارامنه



ادامه این روزشمار عمر پر برکت جمهوری اسلامی را به هفته آینده موکول میکنیم.
مرگ بر استبداد
آمادگی تهران برای تعلیق موقت غنی سازی
|
|

گزارش روزنامه انگلیسی گاردین در رابطه با حمله نظامی آمریکا به ایران
روزنامه انگليسی «گاردين» در گزارشی مدعی شد با وجود اين كه مقامات آمريكايی تصميم برای حمله به ايران را انكار میكنند، پنتاگون به تدوين طرحهايی پيشرفته در اين زمينه پرداخته و حتی ليست اهداف احتمالی را نيز تهيه كرده است.

به فراخوان حمایت از پاسارگاد بپیوندید
از همگی هموطنان عزیز که قلبشان برای ایران میتپد و تمامی کسانی که به تاریخ پر از افتخار میهن میبالند تقاضا میکنم که به این حرکت ملی بپیوندید وثت تنگ است تا پایان بهمن ماه سد منحوس سیوند آبگیری میشود بیشتر از دو هفته وقت نداریم نشان سربلندی و افتخار ایران ،آرامگاه پایه گذار دموکراسی که بیانیه اش ۲۵۰۰ و اندی سال بعد بر سر در سازمان ملل متحد نسب شد دارد برای همیشه از دستمان میرود چگونه میشود نشست و نظاره گر از بین رفتن تمدنمان بود ،این تازیان از خدا بیخبر میخواهند تمام نشانه های وجود بالنده این تمدن را که مانند خواری بر چشمانشان نشسته را از بین ببرند اگر ساکت بنشینیم خیانتکاریم و جواب نیاکانمان را چه میخواهیم بدهیم. وای بر ما،وای برما
بسیار خوشحالم که بالاخره
عکسهائی که میخواستم بدستم رسید
از امروز به مرور آنها را در اختیار علاقمندان به این وبلاگ قرار خواهم داد تا شاید گوشه ای ناچیز از جنایات این رذلان از خدا بیخبر حرامزاده را بتوانم نشان دهم .
عکس کمیاب و استثنائی که ملاحظه میفرمائید درست چیزی در حدود نیم ساعت بعد از جنایت ترور در رستوران میکونوس برلین گرفته شده پیکر قاسملو و شرفکندی هنوز گرم است .
مرگ بر استبداد

با عرض سلام خدمت دوستان عزیزم تصمیم داشتم که در این وبلاگ کمتر مطلب بنویسم و بیشتر مسائل و معزلات روز را با چاپ عکسهای گویا به تصویر بکشم البته همین کار را خواهم کرد ولی بعد به این نتیجه رسیدم که باید هر چند وقت یکبار یک مقاله کوچک تحلیلی هم به نوشته هایم بیفزایم چون وظیفه ما آنقدر حساس وبزرگ است که گاهی اوقات تنم میلرزد و به خودم میگویم شاید من خیلی کوچکتر از این حرفها باشم ولی بعد به خودم میگویم قدم هر چقدر هم که کوچک باشدو من نسبت به هموطنانم کوچکتر ولی باز هم اگر در جهت روشن کردن افکار و در جهت سربلندی کشورم باشدباید برداشت.
به همین خاطر تصمیم دارم که از امروز حداقل هفته ای یک مقاله کوچک در حد وسعم تقدیم عزیزان کنم.
ولی قبل از هر چیز میخواستم یک عکس جدید را نشانتان بدهم تا ابعاد زشت این حکومت را بیشتر نشان دهم .
درباره خانه های عفاف حتماً همه شما عزیزان شنیده بودید حالا این عکس را ببینید تا بیشتر برایتان روشن شود.
.......خانه رسمی اسلامی
بد نیست هر چند وقت یکبار ببینیم چه کسانی در مملکت ما حکمرانی میکنند.

تو خوابشم نمیدید که سان ببینه موز بخوره
بخور،بخورتو اصلاً نمیدونی کجا آوردنت و برای چه آمدی
یا اینکه اصلاً سانو با چه قافی مینویسند.

یارو اصلاً نمیدونه روی اون پلاکارد چی نوشته
فقط دادن دستش، گفتن اینو نگه دار
وفقط تو دوربین نگاه کن، بهت دوکیلو پنیر میدیم
با دوتا کوپن گوشت با استخوان
من فقط اشک میریزم و هیچ نمیگویم
بغض و حس انتقام راه گلویم را بسته
نمیدانم شما هم ...........
بعلت دلخراش بودن ، مجبور به حذف عکس شدم ولی اگر مایل به دیدن آن هستید کلیک کنید.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|